منوچهر یزدی* در گفتگو با دادگران پان ایرانیست در باره فیلم 300:
بی حرمتی به میراث فرهنگی ایرانیان ونادیده انگاشتن افتخارات ایران باستان و سهم بزرگ ما در خدمت به تمدن بشری تنها یک توطئه بیرونی نیست
دادگر:جناب آقای یزدی ،داستان فیلم 300 این روزها در جامعه ایرانی تاثیرات نامطلوبی بر جای گذاشته است و واکنشهای متعددی در بر داشته است،میخواهیم از نظریات شما نیز در این خصوص آگاه شویم.
یزدی:همانگونه که اشاره فرمودید اثرات نامطلوب این فیلم در مجامع مختلف و در سطح گسترده دیده و شنیده می شود.و در محافل سیاسی و تاریخی یا فرهنگی ،تحلیل های در خور توجه و گوناگونی میشود.اما آنچه که من میتوانم بگویم این است که جنگ وستیز با فرهنگ ایران بزرگ و میراث فرهنگی ما داستان ملال آوری دارد که همه وقت و همه جا تکرار شده و تازگی هم ندارد.شاید بتوان آغازگر این تهاجم را هرودوت-مورخ یونانی-دانست که در پرداختن و ساختن روبدادهای تاریخی و گزافه گویی و تحریف و اهانت و تحریف و اهانت ید طولایی دارد.به عنوان مثال هرودوت مینویسد سپاه خشایارشا از 277 هزار و610 سرباز دریا نورد و یک میلیون و 700 هزار پیاده نظام و 80 هزار سواره نظام تشکیل شده!! آمار و ارقام به گونه ای آمده که تو گویی هرودوت خود مامور سرشماری این نیرو بوده و لشگر 3-2 میلیونی ایرانی از حضور ایشان عبور کرده اند!
امروزه هر عقل سلیمی میتواند به بی اعتباری این آمارها و روایات و قصه های آن نظر بدهد.آقای فراسوا میلر نویسنده فیام نامه 300 از یک چنین منابع غرض آلودی استفاده کرده است.افرون بر این وقتی هالیوود می خواهد یک فیلم تاریخی بسزد ،ابتدا به میلیونها دلار سود می اندیشد که باید از هرطریق و از هر جریانی ولو غیر انسانی و غیر اخلاقی نصیبش گردد.یکی از آن طرق بهره برداری از جنجال های سیاسی روز و سود جستن از بودجه تبلیغاتی جنگهای روانی دولتی است.
دادگر:به نظر شما هنگامی که هالیوود این چنین هویت ملی ما را هدف اغراض سیاسی وتجاری خود قرار داده چرا مقامات مسوول واکنش جدی نشان نمی دهند؟!
یزدی: سوال در خور تاملی است و پاسخ آن تاسف بار و غم انگیزاست زیرا وقتی از این منظر به موضوی نگاه میکنیم،تاسف ها به رنج و غم مبدل میگردد که ما سالهاست گرفتار آنیم.بی حرمتی به میراث فرهنگی ایرانیان ونادیده انگاشتن افتخارات ایران باستان و سهم بزرگ ما در خدمت به تمدن بشری تنها یک توطئه بیرونی نیست ،بلکه این بی مهری ها از درون کشور نیز چشمگیر است.مسأله اینجاست که حکومت جمهوری اسلامی به تمامیت تاریخ اینملت اعتنایی ندارد ومبدأ تاریخی سرزمین ما از نظر آنان پیدایش اسلام است وهرچه قبل ار آن بوده فاقد ارزش وبدون اصالت و غیر اسلامی است.ترازوو معیار آنان دین ومذهب است وبا این ترازو ارزشها را رقم میزنند!شما حتما نظریات آقای ولایتی –وزیر سابق امور خارجه- و یا حرفهای آقای لاریجانی –دبیر شورای امنیت کشور- را شنیده اید.آقایان با صراحت خط بطلان بر تاریخ ایران باستان کشیدند ومردم آن ئوران را افراد عقب مانده و نیمه وحشی و بیابانگرد قلمداد کردند!شما امروز انعکاس آن حرفها را در فیام 300 مشاهده می نمایید.ویا اینکه میدانید وزارت ارشاد حساسیت زیادی نسبت به چاپ مطالب ونضریات و عقاید در کتاب ها ومجلات و روزنامه ها دارد و دیوار بلندی بر سر راه نوشتار ها قرار داده،اما دشمنانتمدن باستانی ایران مانند پور پیرار براحتی و به سادگی از این دیوار عبور میکنند ودر تلویزیون کشور که حضور در آنجا هم خود حدیث مفصلی دارد ظاهر شده و از یکرسانه رسمی و دولتی به اراجیف خود ادامه می دهند.با این حساب دیگر از آقای فرانسوا میلر آمریکایی چه انتظاری میتوان داشت؟!
تو که خود کنی اختر خود بد مدار از فلک چشم نیک اختری را
دادگر:آقای یزدی آیا پدیده عناد با تاریخ ایران باستان و ضربه زدن به ریشه های این ملت یک عارضه انقلابی است یا قبلأ هم بوده؟
یزدی:ببینید...ایران یک کشور نوپا و تازه به دوران رسیده نیست .تمدن بشری با نام ملت ایران پیوند خورده است و در درازای زمان اقوام وحشی و نیمه وحشی به قصد غارتگری به سرزمین ما تاخته اند.ولی همه آنها از فیلتر فرهنگ و تمدن ایران عبور داده شده و رام گردیده اند.و سپس به خدمت ما در آمدند.این پروسه طولانی برای ملت ایران خسارات و زحمات زیادی داشته ولی در کارنامه حیات سیاسی جامعه بزرگ ایران، این خدمت به بشریت ثبت شده و پر رنگ است.اما اشکال اساسی از اینجا ناشی می شود که گاه حاکمان یا غالبان ویا اداره کنندگان کشوراقدام به تجزیه فرهنگ ایران میکنند.یعنی باورها و اعتقادات مذهبی شان را بر کلیت فرهنگ ایران ترجیح میدهند.مانند پادشاهان عهد ساسانی و یا خلفای اسلامی که بر ایران حکومت میکردند و یا پادشاهانی از نوع خاندان صفوی که فرهنگ را بخشی از بدنه دین می شناختند و در نتیجه نسبت به اجزای دیگر فرهنگ ایران یا مذاهب دیگر و آزادی اندیشه بی اعتنا بودند و غالبآ دراعمال سیاست های اعتقادی شان سختگیر بودند.بنا بر این ملت ایران همیشه با این تقابل روبرو بوده که از دین استفاده ابزاری برای رسیدن به قدرت می شده.
اما خوشبختانه چون هیچ یک از این حکومتها با اصل حاکمیت ملت هم خوانی نداشت به تدریج از پای در آمدند و به تاریخ پیوستند.
اما در مورد سؤال شما باید عرض کنم در آستانه قرن 21 ، یکبار دیگر باد قدرت بر پرچم حکومت های دینی وزید و این قبیل قدرتها در منطقه خاورمیانه در میان شگفتی جهانیان به قدرت دست یافتند.در ایران نیز تحت لوای انقلاب اسلامی، دین از بدنه فرهنگ ایران زمین جدا شد و بر بدنه حاکمیت سیاسی نشست و در واقع ازمادر و اصل خود برید.در آن روزهای سرد و یخ زده آغاز انقلاب،واژه "ملی"گناه کبیره بود و همه جا این واژه به "اسلامی" تبدیل شد . ملی گراها و ملیون واقعی تحت پیگرد قرار گرفتند.همه احزاب ملی بسته شدند.میهن پرستان هزینه های سنگینی نظیر اعدام،زندان،مصادره اموال و برکناری از کار پرداختند.و به هر حال فشار برای القای اندیشه دینی به جای فرهنگ ایرانی آغاز گردید و تا به امروز هم ادامه دارد.در این چالش بزرگ همه ابزار قدرت در سطح جهان برای برای قربانی کردن هویتملی ایرانیان به کار افتاده و میراث فرهنگی ما بیرحمانه به مسلخ فرستاده شده و پاسداری از از سرزمینی که در هر وجب آن شما صدای پای تاریخ را می شنویدبه پاسداری از ارزشهای دینی تبدیل شده.شما در این وانفسای تاریخی ملاحظه می کنید همه آثار و میراث باستانی ما در تنگه بلاغی به اندازه تار موی دختران کشور ما ارزش نداشت.حفظ ارزش های دینی که یکی از آنها مبارزه با بدحجابی است بسیار جدی تر و خشن تر از حراست از ارزشهای ملی ما صورت می گیرد.
هیچ کس در ایران و در جهان جنگ زده فعلی حاضر نیست صدای قلب تپنده تمدن بشری را از درون خاک مقدس ایران بشنود.این صداها برای لاریجانی ها در ایران و فرانسوا میلرها در آمریکا خوش نوا نیست و برای خاموش کردن آن توپها را به غرش در آورده اند!
دادگر:آقای یزدی،آیا باید با تاریخ ایران باستان و هویت ملی مان و میراث فرهنگی کشورمان خداحافظی کنیم...؟!
یزدی:خیر...بگذارید در بحبوحه این همه صدای ناهنجار بحران اتمی ،تهدید نظامی،جنگ شیعه وسنی و نفیر ناخوشایند دشمنان ایران این بشارت را به شما بدهم که در بستر زمان ، عمر حکومتها لحظه ای بیش نیستند، هیچ طوفانی قادر نبوده عظمت و شکوه تمدن ایران و هویت ملی ما چشم زخم جدی بزند.همه این تلاشهای مذبوحانه به منزله برداشتن کاسه ای آب از یک اقیانوس بوده است.این بیچاره ها "عرض خود می برند و زحمت خود می دارند".این حکم تاریخ است که سرکشان،غارتگران،متجاوزان و بیگانگان با هر نیت و اندیشه ای که به ایران زمین آمده و بر آن حکم رانده اند عاقبت سر تسلیم و تعظیم در برابر هویت ایرانی فرود آورده اند.
شما بر سر هر کوی وبرزن این کشور شعار جدید الاحداث " اتحاد ملی ، انسجام اسلامی "را ملاحظه می کنید.این فراز با همه تناقضی که در مفاهیم آن است ،از یک عقب نشینی نسبی حکایت دارد.عقب نشینی حکومت اگر تا قلب فرهنگ ایران و مرزهای هویت ملی ادامه پیدا نکند از مشروعیت ملی برخوردار نخواهد شد.
دادگر:آقای یزدی به عنوان آخرین سوال بفرمایید در شرایط موجود چه باید کرد ؟
یزدی:تجربه تاریخی به ما آموخته است که ایران دشمنان و دوستان نادان آشکار و پنهان بسیاری دارد ، اندیشه های انترناسیونالیستی دینی و غیر دینی از نوع مارکسیستی آن هر یک جدا گانه و گاه در یک اتحاد نا مقدس بر هویت ملی ما تاخته اند . اما راه حلی که میتوان در برابر این قبیل مهاجمات فرهنگی سیاسی واجتماعی ارائه کرد امنیت که باید همانند پدران مان از هویت ایرانی پاسداری کنیم ، ریشهاستقلال و تمامیت ارضی و میراث فرهنگی ، از آبشخوار ایران باستان سیراب میشود. تلاش های در جریان است که راه ارتباطی ریشه را با بدنه فرهنگ ایران زمین قطع کنند و دقیقا از همین نقطه باید وارد شویم و از کیان و ارزش های ملی خود مراقبت پاسداری و دفاع کنیم ،خط قرمز دشمن این نقطه است ،باید راست قامت و خرد مندانه از ارزش های تاریخی و فرهنگی ایران زمین به دفاع بر خیزیم،مطمئن باشید از این طوفان هم عبورخواهیم کرد و ما میمانیم وایران –ایران میماند و روان ایران.
دادگر:با تشکر از شما برای شرکت در این گفتگو.
*:استاد تاریخ و عضو شورای رهبری حزب پان ایرانیست


